![]() |
![]() |
|
| توفيق گناه.. |
|
برای کاهش دردهای موسوی ام.. ۱) بارها گفته ام که اولین و مهمترین شرط مشهور و محبوب شدن توی ادبیات کشور عزیز و هنر پرورمون : مردنه! پیش از زلزله ی بم چند نفر ایرج بسطامی و گلپونه ها رو می شناختند؟ دکلمه ی اشعار حسین پناهی سالها پیش از مرگش توی فروشگاه ها گرد می خورد چی شد که یک دفعه همه اشعارش رو از بر کردند و بارها و بارها با بغض زمزمه اش کردند؟ قیصر امین پور رو خیلی ها آزردند و وقتی(ناباورانه)مطمئن شدند از مردنش! بارها و بارها بزرگداشت و سالگرد گرفتند كه اگر اشعار "به یاد قیصر "رو جمع کنیم چند برابر تعداد اشعار خود مرحومش می شه..وحسین منزوی..و..و..و.. و حالا نوبت این عادت سک-سی ما با بقیه است...هر روز باید دستمال های سفید در جیب بگذاریم و از خانه بیرون بیاییم شاید ناشناسی آشنا بمیرد.. باید دکتر مهدی موسوی رو با تمام دلخوری ها و ناهماهنگی سلیقه ها و .. گرامی بداریم..پیش از ابر مرد شدنش- پیش از پیشرو و روشنفکر شدنش- پیش از شاعر متعهد و مقاومت و ایستادگی شدنش - پیش از هنرمند دردمند شدنش- پيش از بت شدنش.. یعنی دقیقا پیش از مردنش!!...(عمرش طولانی)
شنود می کنمت از میان تلوزیون مجازی است همیشه روابط من و اون!
و گفته ای که چقدر حال مردمم خوبم! الهی درد بگیری الهی که طاعون..
چقدر لذت یکسویه با خودت کردی چقدر ثبت نمودی حماسه ی صابون
همیشه کرده ای ما را نصیحتی زوری جناب فحش عزیز .. واقعا ممنون.. واقعا ممنون.. ورچسب: سید مهدی موسوی |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1391/02/25ساعت 9:22 م. پوررشیدی |
|
|
۱) از نظرسنجي فهميدم كه "شيخ در مجلس وعظي به طرب آمده بود" و " بيستون بر سر راه است بيا برگرديم" بطور مساوي ، مورد توجه شما عزيزان بود و " نارايانه" ي ننه مرده هم مقام اول رو از انتها بدست آورد(خدا لعنش كناد!).
۲) اين هم يه كار كوتاه با حال و هواي اين روزهام..تقديم به شما عزيزان:
اين روزها كه دندان روي جگرم مي گذاريد نثارتان باد؛ فحش هاي يك ورزشگاه يك آزادي..
ورچسب: طنز سپيد |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1391/02/24ساعت 8:21 م. پوررشیدی |
|
|
۱) سپاس از شرکت عموم حماسه سازان در نظر سنجی پست قبلی..چند نفر از دوستان هنوز نظرشان را اعلام نکردند به محض اینکه نظرات کامل شد نتایج را اعلام خواهم کرد ضمن اعلام اینکه نظراتتان مثل همیشه برای من بسیار راهگشا و آموزنده بود. ۲)"سیاه مشق مثنوی" همانطور که از اسمش پیداست طبع آزمایی در میان هزیان مثنوی های هزار من است که در طول تاریخ ادبیات ما حضوری حجیم داشته است. این مثنوی به ترتیب به مثنوی های عاشقانه- عارفانه- حماسی - اخلاقی و معاصر می پردازد.. مثنوی دارد جوانی می کند باز هم جفتک پرانی می کند باز احساس دلیری می کند باز دارد یقه گیری می کند مثنوی دارد صدایم می کند از غزل هایم جدایم می کند مثنوی بد قالب بد پیله ایست نه بفرما حالیش هست و نه ایست ... ورچسب: مثنوی طنز ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1391/02/20ساعت 11:19 م. پوررشیدی |
|
|
از 6 ماه پیش که این وبلاگ رو راه اندازی کردم دوستان خیلی خوبی هم پیدا کردم که همین برای من کاملا کافیه و حالا بعد ازاین نیم سال می خوام تقاضا کنم دوستانی که لطف کردند و اشعار این وبلاگ رو خوندند، بهترین و ضعیف ترین کارم روانتخاب کنند.نظرتون می تونه علنی یا خصوصی فرستاده بشه و بعد از یک هفته نتیجه انتخابات رو برای شما اعلام خواهم کرد به شرطی که دوستان فتنه نکنند! این هم برای سهولت انتخاب و مرور؛ · بیستون بر سر راه است بیا برگردیم(بلا نسبت فرهاد) · یادداشتی بر سینمای ایران در سال90 · ما آک ترین سیب زمینی بودیم(ما سیب زمینی ها) · بهترین سریال تلوزیون(طنز سیما) · ای کاش که عشق بین ما حل می شد../ من عاشقم اما به خدا می ترسم..(دو قلاده رباعی) · گفتی تو به من دوست ندارم اصلا(دوران دانشجویی) · روزگاریست که به شاه و گدا شک داریم(شک شک شک) · کاش بیدار می شدم زودی · شیخ در مجلس وعظی به طرب آمده بود(وعظ شیخ و وضع ما) · پنجول می کشد به زمین، آسمان، هوا(برای گربه ی امروز..ایران) · مشهدی قربانعلی بند زن · اول آشناییمون یادم میاد، یادم میاد( نایارانه) · یک قدم بردار و صدتا جور کن(غزلطنز با طعم نصیحت)
ورچسب: نظر سنجی |
|
+ نوشته شده در
شنبه 1391/02/16ساعت 13:25 م. پوررشیدی |
|
|
خوشحالم که می تونم با شعرهای جدیدم حداکثر هر سه روز یک بار به روز باشم و کمتر احتیاج پیدا می کنم سراغ دفترهای قدیمی شعرام برم..اینو مدیون تشویق، نقد و در کل توجه شما عزیزان هستم..واقعا ممنون
یک قدم بردار و صد تا جور کن زندگی راحت نبوده، زور کن اینقدر مشغول بیکاری نباش- ای جوان بی ادب،کنکور کن! از چپ و از راست جیزت می کنند پس خود را خواهشا سانسور کن زندگی و خانه ی ما خالی است چیزهایی هست... آنرا جور کن.. اختیارت را به چک خوردن نده اختیارت را کمی مجبور کن بستن یک دکمه زجرت می دهد؟ یک قدم بردار..صد تا جور کن... |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1391/02/14ساعت 16:2 م. پوررشیدی |
|
|
خواندن این ترانه برای کسانی که جدیدا گوشت ، لبنیات و.. خریداری نکرده اند و جواد یساری هم گوش نمی کنند، ممنوع است.
اول آشناییمون یادم میاد، یادم میاد گفتی به من دوست دارم خیلی زیاد، خیلی زیاد دوم آشناییمون در به در خیابونا مردم عاشق توی صف تو کوچه ها تو میدونا سوم آشناییمون نیومدی سر قرار گفتی که پس فردا میام زنبیلُ بردار و بیار چارم آشناییمون اومدی نزدیک غروب رشتیا موندن توی کف حنا نبستن تو جنوب آخر آشناییمون پنجم توسعه که بود چنتا طرفدارباقی موند توی فسا، توی دورود شیش نشده شیشه شکست..یارانه ی رفته ز یاد تو عاقبت زندگیمو دادی به باد ، دادی به بادورچسب: یارانه |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1391/02/11ساعت 21:19 م. پوررشیدی |
|
|
درود
1) خودمم نفهمیدم چطور شد که پست قبلی رو با همچین مطلبی و همچون شعری گذاشتم!شاید به این دلیله که هنوز واقعا نمی دانم مرز شعر طنز و نطنز چیه..با اینکه مسیر ادبی ام را چند وقتی ست که فقط طنز قرار دادم ولی هنوز 70% کارهام را غزل و..(غیر طنز) تشکیل میده.به هر ترتیب از این به بعد در این مکان فقط ادبیات شوخ طبعانه مستقر خواهد بود. 2) به نظرم مهمترین تفاوت وبلاگ های ادبی با چت روم های هرزه گردی، اینه که توی وبلاگ های ادبی قراره تالیفی باشه و مورد استفاده یا نقد و راهنمایی ادب دوستان قرار بگیره در صورتی که توی محیط های گل آلودی مثل اکثر چت روم ها، آدما یا به دنبال شخصیت نداشته شان هستند یا بدنبال عقده گشایی شخصیتی. امیدوارم فرهنگ وبلاگ نویسی و وبلاگ خوانی، موفق به رشد سریع و لازم خودش بشه... قوانین وبلاگ نویسی من: * وبلاگ عزیزانی رو لینک می کنم که به کارهاشون علاقه داشته باشم. * اول یک یا چند پست از وبلاگی رو کاملا می خوانم و بعد (در صورت لزوم) نظر می دم. * معمولا اهل تیکه پاره کردن تعارف توی نظر دادن نیستم و بعضا نقدهای تندی هم می نویسم. * نظر، نقد، فکر و البته وقت مخاطبانم برایم بسیار محترم و عزیزه.. 3) شعر بلند (مشهدی قربانعلی بند زن) رو دوست دارم . البته چون بلنده اول دعوتتون می کنم به تقوای الهی! بعدش به تحمل در خوانش..به شرط خنده تقدیم می کنم و اگر هنگام خواندنش لبخندی روی لباتون ننشست، کل هزینه(وقت و اینترنت و..)مسترد می گردد!
مشهدی قربانعلی بند زن با دوجین فرزند و با یک دانه زن در دهاتی زیر میخ نقشه ها زنده بودند از نداری کفن بند می کرد مردم بیچاره را قوری و بشقاب و فنجان دائما تا که از بخت بد قربانعلی حامله شد بار دیگر پیرزن زن تبحر داشت در زایش ولی سخت بود ایندفعه کارش واقعا چون جوابش کرد زائو رابعه قصد تهران کرد از آن روستا کو پس سوء القضا حسن القضا؟
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
شنبه 1391/02/09ساعت 1:41 م. پوررشیدی |
|
|
وقتی تورم و رکود مثل سرطان زیر پوست مردم رشد می کنه، و نگاه مشکوک و نگران مردم به تغییرات زیر پوستی همه رو سر در گریبان کرده شاید جایی برای نگاه به جزایر سه گانه و خلیج فارس وغیره و ذالک باقی نمونه.. این ایران..ولش کن شعر رو بخونید و برداشت با شماست..
پنجول می کشد به زمین، آسمان،هوا در یک توهم سنگین تنیده است هی فکر می کند که هنوز هم همان.. هی فکر می کند که به جایی رسیده است مغزش برای خود ارضایی ای لذیذ دور تمام رابطه ها خط کشیده است ... یک موش دم بریده رهایش نمی کند؛ اخبارِ در نیامده را هم شنید ه است زل می زند به یورش بی رحم پشه ها؛ ((هر چی که هست زیر سر دم بریده است!)) هی داد می زند مگسی خنگ و بی حیا: (( کی پول داده است و دمش را خریده است؟!)) ... هی فکر می کند که چرا گند می خورد؟؛ جز زیر خاکها که جایی نریده است ... باید چه کرد با سر پر های و هوی او؟ باید چه کرد با کمری که خمیده است؟ آن شیر اقتدار پریروزهای خوب فرتوت گربه ای ست که اینجا خزیده است ورچسب: ایران |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1391/02/07ساعت 9:46 م. پوررشیدی |
|
|
کلی گویی درباره ی قوانین نا نوشته ی ما:
1) ما می توانیم حوادث آینده را پیش بینی کنیم( البته بعد از اتفاق افتادنشان) 2) ما می توانیم معنی حرف را هرطور که بخواهیم تفسیر کنیم ( پس می توانیم منظور دیگران {یا منظور گفته های خودمان !!} را هر وقت که خواستیم تغییر دهیم) 3) ما می توانیم به راحتی فراموش کنیم(پس می توانیم به راحتی درباره هر چیزی نظر بدهیم یا دروغ بگوییم) 4)ما خوبیم(پس دیگران لابد بدند) یا بقول رسانه ایش: دیگران بدند پس ما لابد خوبیم. 5) ما کاملا پر رو هستیم.
شیخ در مجلس وعظی به طرب آمده بود: تا فلان را نفلانید طهارت نشود این فلانیدنتان قدر کفایت خوب است یعنی عادت بنمایید که عادت نشود بعد از آن آب بریزید به قدر مطلوب هر که کم ریخت به والله شفاعت نشود ... گفتم ای شیخ بگو باد شکم حکمش چیست؟ گفت بد نیست اگر با عث لذت نشود!
ورچسب: شیخ |
|
+ نوشته شده در
شنبه 1391/02/02ساعت 16:53 م. پوررشیدی |
|
|
یکم) خوشحالم که اشعار مورد توجه شما قرار گرفته وسپاس از همه ی عزیزانم که مورد لطف قرار دادن بنده رو.
دویم) این ترجیع بند از دید خیلی ها بهترین کارم محسوب بشه ولی چون قدش بلنده شما رو دعوت می کنم به : اول تقوای الهی! بعد استقامت در خوانش این شعر و البته تا آخر با دقت بخونید چون قراره سوپرایز بشید.
دیشب از خستگی که خوابم برد خواب تلخی دل مرا آزرد خواب دیدم جماعتی بسیار همه ی مردم از کلان و خرد چهره هاشان غریبه و نالان دلم از چهره هایشان پژمرد..
ورچسب: قیامت ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1391/01/27ساعت 20:51 م. پوررشیدی |
|
|
چیز اول) سپاس از لطف همتون و اینکه من واقعا به آزادی بیان اعتقاد دارم برای همین نظرات شما بدون بازنگری من وارد لیست نظرات می شه...در ضمن اینو گفتم که بگم با این اوصاف لازم نیست نظر خصوصی بفرستید مگر در موارد واقعا خاص.
چیز دوم) فقط جهت اطلاع یا یادآوری باید بگم در کشورهای درست و حسابی دنیا هنوز بحث سرعت و در دسترس بودن اینترنت جزو مولفه های توسعه محسوب می شه که هنوز این اندیشه ی استکباری! به کشور ما وارد نشده و فعلا محدودیت و کاهش سرعت و دسترسی عملا جزو مولفه های پیشرفت ما محسوب می شه!! همه ی اینا رو گفتم که گناه شعر یا وقت نداشتنم رو به گردن اینترنت بیاندازم!! یه رباعیچه: تو تاج گل عروس را کم داری بر کنج لبت دو بوس را کم داری تو قصد شکار مرغ دل را کردی پیداست که تو خروس را کم داری! ورچسب: کمبود خروس |
|
+ نوشته شده در
جمعه 1391/01/25ساعت 19:49 م. پوررشیدی |
|
|
ظاهرا قراره هرچی چرخ روزگار به جلو می چرخه شک آدمیزاد بیشتر بشه..یادش بخیر روزگاری بود که به دوستایی ها / به دشمنی ها / به اعتقاداتمون شک نداشتیم..واقعا یادش بخیر..و حالا در روزگار دروغ ها و ریاکاری ها -سودجویی ها و بهره کشی ها فقط " شک" هست که قطعیت دارد.
روزگاریست که به شاه و گدا شک داریم ما به هر لنگ و قبا، ریش و عبا شک داریم صحبت از عادت مالوف ریاکاری هاست هر که دارد هوس کرب بلا شک داریم شیخ ما گفت که ابلیس مقرب بوده است بی جهت نیست که گاهی به خدا شک داریم روزی اولاد کسی گفتند:مادر، بابا ما به آن رابطه ی بین شما شک داریم! شیخ ما گفت دگر روزه ی شک دار نگیر بس کن ای شیخ که هر روز خدا شک داریم بعد یکسال معاینه پزشکم می گفت: ما به بیماری پارانویا* شک داریم خبر آمد که دو تا شد حج علی شلوارش محتمل هست ولی ما به دوتا شک داریم حج علی گفت به شادی که دهن شیرین کن ما ولی میل به ترشی و لواشک داریم گفت یک جمله فقط روشن و روراست بگو گفتم این نکته فقط هست که ما شک داریم
پانوشت: * اختلال روانی پارانویا(همان پارانوئید) اختلال سوء ظن به محیط اطراف می باشد. ورچسب: شک |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1391/01/23ساعت 9:41 م. پوررشیدی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
محمدپوررشیدی-ساکن اصفهان.
این وبلاگ هفته ای حداقل دو بار به روزه استفاده از مطالب وبلاگ با ذکر منبع بلا مانع است.در ضمن برای آشنایی با طنز حقیقی /در آرشیو موضوعی اشعار را به چهار دسته طنز- فکاهی-هجو و هزل تقسیم بندی کرده ام |
| نوشته های پیشین |
|
اردیبهشت 1391 فروردین 1391 اسفند 1390 دی 1390 |
| بایگانی موضوعات |
|
اشعار طنز اشعار هجو اشعار فکاهی اشعار هزل سخنی با مخاطبان گل |
| ورچسب ها |
|
ایران (1) بصیرت (1) یارانه (1) دانشجویی (1) رباعی طنز (1) شیخ (1) |
|
RSS
|